- ۰ نظر
- ۲۵ مهر ۹۳ ، ۲۰:۲۲
نخستین مرتبه ی اسلام ، پذیرش ظاهر اوامر و نواهی الهی است که با ذکر شهادتین انجام میشود، خواه قلب آن را موافقت کند یا مخالفت
♦ تسلیم و انقیاد قلبی
مرتبه ی دوم اسلام، پس از مرتبهی اوّل ایمان قرار دارد و عبارت است از تسلیم و انقیاد قلبی در برابر بیشتر اعتقادات حَقّه به صورت تفصیلی که به دنبال دارد و انجام اعمال صالح است. اگر چه امکان تخلف در برخی موارد وجود دارد، خداوند در وصف متّقین می فرماید:
«الّذین آمنوا بآیاتنا وکانوا مسلمین» (زخرف/۶۹ و بقره/۲۰۸)
و نیز مرتبه ی دوم ایمان، پس از این مرتبه اسلام است و آن اعتقاد تفصیلی به تمام حقایق دینی است، خداوند می فرماید:
«إنّما المؤمنون الذین آمنوا باللّه ورسوله ثم لم یرتابوا وجاهدوا فی سبیل اللّه بأموالهم وأنفسهم أولئک هم الصادقون» (حجرات/۱۵ و صف/۱۱)
♦ عبادت خدا گویا که او را می بیند
و نیز پس از مرتبه ی دوم ایمان، مرتبهی سوم اسلام است، به این ترتیب است که هنگامی که انسان با مرتبه ی دوم ایمان انس گرفت و متخلق به اخلاق آن شد، سایر قوای حیوانی او منقاد و تسلیم او می شود… و انسان به جایگاهی میرسد که چنان خدای خود را عبادت می کند که گویا او را می بیند و اگر هم او را نمی بیند خدا او را می بیند…
«فلا وربّک لا یؤمنون حتّی یحکموک فیما شجر بینهم ثم لا یجدوا فی أنفسهم حرجاً مما قضیت ویسلّموا تسلیماً» (نساء/۶۵)
به دنبال این مرتبهی اسلام، مرتبه ی سوم ایمان قرار دارد، چنان که خداوند می فرماید: «قد أفلح المؤمنون» (مؤمنون/۱)
تا آنجا که می فرماید:
«وَالّذین هُم عن اللغو معرضون» (مؤمنون/۲)
♦ تعمیم حالت مزبور در تمام احوال و افعال
روزی حضرت موسی به خداوند عرض کرد:
ای خدای دانا وتوانا !
حکمت این کار چیست که موجودات را میآفرینی و باز همه را خراب میکنی؟
خداوند فرمود : ای موسی! من میدانم که این سوال تو از روی نادانی و انکار نیست و گرنه تو را ادب میکردم
و به خاطر این پرسش تو را گوشمالی میدادم.
اما میدانم که تو میخواهی راز و حکمت افعال ما را بدانی و از سرّ تداوم آفرینش آگاه شوی.
و مردم را از آن آگاه کنی.
تو پیامبری و جواب این سوال را میدانی. این سوال از علم برمیخیزد.
هم سوال از علم بر میخیزد هم جواب.
هم گمراهی از علم ناشی میشود هم هدایت و نجات.
همچنانکه دوستی و دشمنی از آشنایی برمیخیزد.
تیمسار خلبان "کیومرث حیدریان" را خیلی ها بخوبی می شناسند، رشادتها و دلاوری های این مرد بزرگ در دفاع مقدس شهره خاص و عام است سرآمد این رشادتها سرنگونی سه فروند جنگنده بعثی ها در یک تعقیب و گریز بر فراز آسمان استان کرمانشاه توسط وی می باشد.
وی در خصوص روزهای فتح بزرگ خرمشهر نیز خاطراتی برای خبرنگار ایرنا، بازگو کرد که تلخی و شیرینی در این خاطرات ملموس است.
وی گفت: در همان روزها (آستانه عملیات بیت المقدس) و در منطقه مشغول صرف ناهار بودیم که ناگهان یکی از بچه های تکاور نیروی دریایی ارتش با حالتی پریشان و آشفته وارد شد، خیلی بغض کرده بود و در نهایت نتوانست مانع گریه کردن خود شود.
وی افزود: وقتی دلیل این حالت را از وی جویا شدیم، این تکاور که به سختی حرف می زد، گفت: همین الان از خرمشهر می آیم، ساعاتی قبل صحنه هایی دیدم که بسیار تکان دهنده و وحشتناک بود و برایم به کابوسی تبدیل شده است.
استاد پناهیان
*ﺁﻗﺎﯼ ﺣﺒﯿﺐﺑﻦ ﻣﻨﺘﺠﺐ ﻭﺍﻟﯽ ﺷﻬﺮ ﯾﻤﻦ ﺑﻮﺩ، ﻭﻗﺘﯽ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﯿﻦ ﺑﻪ ﺧﻼﻓﺖ ﺭﺳﯿﺪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺎﻣﻪﺍﯼ ﻧﻮﺷﺖ
ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺣﺒﯿﺐ ﺗﻮ ﺁﺩﻡ ﺧﻮﺑﯽ ﻫﺴﺘﯽ ، ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭ ﺁﻥ ﺷﻬﺮ ﺑﻤﺎﻥ، ﻣﻦ ﻫﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺍﺑﻘﺎ ﻣﯽﮐﻨﻢ.
ﺑﻌﺪ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺑﯿﻌﺖ ﺑﮕﯿﺮ ، ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﯿﻌﺖ ﮔﺮﻓﺘﯽ ﺩﻩ ﻧﻔﺮ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﺑﻔﺮﺳﺖ ﺗﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﮔﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﺰﺩ ﻣﻦ ﺁﯾﻨﺪ،*
در اینکه استعمارگران مشتاق هستند جمعیت مسلمانان کم شود، هیچ تردیدی وجود ندارد و در این میان بیشتر بر کاهش جمعیت شیعیان تاکید دارند و از آشکار کردن این علاقه خود نیز هیچ ابایی ندارند. حتی اگر آنها نیز علاقه خود را ابراز نکنند قطعا ازدیاد جمعیت مسلمین به ضرر آنها خواهد بود اما اینکه طرح کاهش جمعیتی که در کشور ما اجرا شده و کنترل جمعیت مؤمنین در کشور تا چه اندازه ناشی از کم آگاهی و نا بخردی بوده، باید بررسی شود.